أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

239

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

61 . اشنان 1 در كتاب السموم گفته شده است كه پنج درهم [ اشنان ] فارسى موجب سقط جنين مىشود و ده درهم [ انسان بزرگسال را ] مىكشد . لطيف‌ترين [ اشنان ] آن است كه شبيه سرگين گنجشك باشد و به سبب شباهت با [ كرم ] به كرمك 2 معروف است . آن را براى شستن دست‌ها به كار مىبرند ، گاهى آن را به علت سبكىاش اشنان الخفّ 3 مىنامند . خورنده‌ترين [ اشنان ] سبزرنگ است كه گازران به كار مىبرند . از آن ، قلى [ پتاش - كربنات پتاسيم ] به دست مىآورند همان گونه كه از قاقلّى 4 تهيه مىكنند . الترنجى 5 مىگويد : اشنان تازه ، معروف به قاقلى ( 6 ) را زاثا 7 نيز مىنامند و آن بسيار شور است . ابو حنيفه مىگويد 8 : حرض 9 همان اشنان است . پاكيزه‌تر و سفيدتر از آن حرص كه در جوّ الخضارم مىرويد نديده‌ام و اين دره‌اى در يمامه است . حرض به رومى اذرقوس و ازرقيس 10 ، به سريانى حلّاد قاصرى 11 و به فارسى اشنان گازران 12 ناميده مىشود . ( 1 ) . خاكستر قليا كه از راه سوزاندن گياه . Salsola kali L . به دست مىآيد ، نيز خود گياه ؛ سراپيون ، 515 ؛ ابو منصور ، 40 ؛ ابن سينا ، 27 ؛ غافقى ، 76 ؛ ميمون ، 24 . ( 2 ) . كرمك قس . II , Vullers ، 822 . ( 3 ) . اشنان الخفّ - « اشنان سبك » . ( 4 ) . القاقلى نك . شمارهء 808 . II , Vullers ، 706 به آن همچون مترادف « اشنان » اشاره مىكند . ( 5 ) . الترنجى ، مه‌يرهوف به اشتباه at - Tezekji مىخواند ؛ غافقى ، 76 ، ص 174 ( 7 ) . نسخهء الف : زاثا ، نسخهء فارسى : او را به لغت عرب را تا گويند . I , Low ، 645 هر دو صورت زاتا و را تا را مىآورد . ( 8 ) . نك . ابو حنيفه ، 51 . ( 9 ) . نسخهء الف : الخواص ، بايد خواند الحرض ، قس . ابو حنيفه ، 51 ، نيز نك . شمارهء 334 . ( 10 ) . اذرقوس ، اذرقيس ؛ يونانى ؛ ديوسكوريد ، V ، 100 . ( 11 ) . نسخه‌هاى الف و ب : حلا تقاصرى ، نسخهء فارسى : حلا بقاصر ، نسخهء پ : حلا تقامرى ، بايد خواند حلاد قاصرى ، قس . I , Low ، 644 - 645 . ( 12 ) . اشنان گازران .